من آدم قسمت کردن خوراکی‌هام با دیگران نیستم. انسان و حیوان فرقی نمی‌کند. من دوست دارم هر چی می‌خورم فقط خودم بخورم و هر کی هوس کرده برود مثل من زحمت بکشد و پیدا کند. خب مهم نیست این خودخواهی من از کجا سرچشمه می‌گیرد. حوصله جنگیدن با این یکی رفتار و تغییر را هم ندارم. مثل این بچه‌هایی که والدین چپ و راست بهشان گیر داده و سرخورده شده‌اند، منِ منم از این همه گیری که هر روز بهش می‌دهم خسته است! درمان افسردگی، شکستن الگوهای اعتیاد به عشق، چالش‌های هدفگذاری و برنامه ریزی، توسعه مهارت‌های اجتماعی، تعریف کردن مفاهیم از نو و... با همه این‌ها به اندازه کافی این بچه را از زندگی عاصی کردم. یک جایی باید کوتاه بیایم که نه سیخ بسوزد و نه کباب. بهش گفتم دوست داری لواشک زردآلو را فقط خودت بخوری؟ بخور عزیزم. اما وقتی چند چشم به سمتت حمله می‌کنند. تقسیم کن. نه برای رعایت عدالت. که این عدالت پلاستیکی را خیلی زور بزنیم با این روش می‌توان به بچه زیر ۵ سال آموزش داد (زیر سوال بردن مقداری از نظریات روانشناسی کودک به خاطر اینکه لواشک خوشمزه است). برگردیم به عقب...تقسیم کن. چون اگه تو بخوری و آن‌ها هم ناخنک بزنند تو فقط سریع‌تر می‌خوری و هیچی از لذت و ارضا حس چشاییت نمی‌فهمی. پس تقسیم کن. بده دستشان (گدا گشنه‌ها) و همان ۳ سانتی‌متر مربع‌ات را با تک تک سلول‌هات بچش.