کازیوه

کازیوه

با گربه‌ها حرف می‌زنم، شب‌ها توی خواب سوت می‌زنم و پنج‌شنبه‌ها با عمه‌ام زل می‌زنیم توی صورت هم که هرکی خندید بازنده است، بعد از مرگ کسی که هیچ‌وقت هم را ندیدیم عاشقش شدم، از چاقی مفرط رنج می‌برم، تا ۱۴۰۰ موهایم را کوتاه نمی‌کنم و قرار است لیسانسم را پنج ترمه بگیرم اما شما باور نکنید!

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

+

خوشحال می شوم یادداشت جدیدم را در سایت بخوانید و اگر دوست داشتید نظر بگذارید: مادربزرگ؛ این شوالیه تعبیرِخواب

دست دست کردن یعنی اینکه هی بروی پشت پنجره، چشم هات را ریز کنی، زل بزنی به خورشید، با خودت فکر کنی حتما هنوز تابستان نرفته؛ یعنی کامل نرفته، راستی الان فلانی کجاست؟ بگذار یک زنگ بزنم. ایمیل هایم را چک نکردم. بذار ببینم فلانی توی اینستاگرام پست جدید چی گذاشته. آها هنوز مصاحبه فرزانه طاهری را نخواندم. اتاق هم کثیفه. یکم قدم بزنی. یکم به چیزهای عجیب فکر کنی. یکم غرق در رویا شوی ولی عمرا همت نکنی یادداشتی را که مهلت فرستادنش رو به اتمام است بنویسی.