یک/ خواسنگاری به شیوه پست مدرن!

با صدای زاقارتی می گویم الو و جانوری که از خواب بیدارم کرده، با یک صدای هیجان زده مقدمه را می رود که" نه داد برن، نه قطع کن...چیزه...بیا زنم شو، من تورو به عنوان زنم انتخاب کردم! "و من هنوز در شوک اولی ام که می گوید" اصلنم عجله نکنا...یه هفته بت وقت میدم خوب فکر کن!"

من خیره به افق لابه لای رختخواب، جای کتابی را که رویش خوابم برده بود را میمالم و با عصر تکنولوژی، قرن 21، تاریخ تمدن، شعور و آداب اجتماعی و خواستگاری به شیوه پست مدرن جمله سازی می کنم که پیامک می دهد" یه سوال داشتم. جدا چرا گفتی نه؟"

این را امروز در وبلاگ قبلی ام دیدم. خاطره ای از سال ها پیش که هر وقت یادش می افتم میزنم زیر خنده! امروز هم زدم زیر خنده، اما نه برای بامزه بودنش برای اینکه از آن سال تا الان چندین بار مشابه اش برای خودم و دوستانم اتفاق افتاده و من مدام از خودم پرسیده ام چرا؟ نه واقعا چرا؟

***

دو/ جیره تماشا!

تلویزیونِ ما از سال ها پیش توسط چریکی ها اشغال شده و به دلیل اختلاف نظرهای از زمین تا آسمان و چهار نفر به یک نفر بودنمان بنده عملا از بهشت لم دادن روی کاناپه و لمس لذتبخش دکمه های کنترل محروم شده و به پستوی نمناکی به اسم اتاق خواب تبعید شدم! اما خب با گسترش تکنولوژی و رواج یک چیزی هست که بهش میگن آرشیو(!) توانستم برنامه های مورد علاقه ام را چه زنده و چه مرده تماشا کنم.

از فواید فراوان این اتفاق تاریخی که گذر کنیم باید بگویم که گزیده بین تر شدم! یعنی؛ جای دیدن فیلم و برنامه های به دردنخور و سپس اخ و پیف کردن، فقط برنامه مورد علاقه خودم را نگاه میکنم و بعد هم بدون اینکه نیاز باشد بزنم کانال بعدی و بعدی و بعدی... میروم پی کار و زندگی ام!

یکی از برنامه هایی که این شب ها به شدت دوستش دارم، بخشِ تجربه برنامه صدبرگ است. گفتگو با آدم هایی که هیچوقت تصویرشان را ندیدم، اما خیلی وقت ها ازشان خواندم و شنیدم و یا از دست رنجشان استفاده کردم. گفتگوی این شب ها با پروفسور یلداست که اسمشان را سال ها پیش از معلم خوبم شنیدم. او از ایشان به عنوان غول درمانگر بیماری های عفونی یاد میکرد. پیشنهاد میکنم این بخش را حتما ببینید. این هم یکی از برنامه هایش؛ انگشتتان یا نشانگر موستان را خیلی نرم و با احتیاط بمالید اینجا!

جدا از این بخش؛ فضای برنامه های منصور ضابطیان را دوست دارم. از فضا و لحن گرفته تا سوالات و راحتی مهمان همه اش عالی است. انگار برنامه نمیسازد که خوش بگذره، خوش میگذراند و برنامه خودش ساخته میشود. رادیو هفت آنقدر خوب بود که گاهی شک میکردم تولید صداوسیمای ایران باشد. از بین همه بخش هایش هم عاشق گفتگو با کودکان بودم که هنوز هم گاهی میگردم و چندتایش را میبینم. اتفاقا چندتا بامزه اش را هم برای شما سوا کردم. اوناهاش! گوشه سمت چپ! پیوند های روزانه!.