چلاندنی‌ها (۲۴)

میگه آخر مهمانی بچه دوید سمت میوه‌ها، یه خیار برداشت که با خودش بیاره. تو ماشین کلی دعواش کردیم که کارت زشت بود و درست نیست از مهمانی خوردنی با خودت برداری بیاری. بچه هم ساکت شده و ۵ دقیقه بعد با بغض گفته شما نذاشتید گلابی هم بیارم!

۱ ۱۰
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۳۰ مرداد ۱۰:۲۳
پسرِ پسر عموم سه سالش بود فکر کنم، عید اومده بودند خونه ما. بشقاب میوه‌ای که جلوی مامانش گذاشته بودیم همه چی داشت. نزدیکای رفتنشون داشت تندتند پره‌های پرتقال رو می‌گذاشت دهنش. باباش هم سرپا بود که می‌خواستند برن. به بچه‌ش گفت اونم بردار تو راه می‌خوری! منظورش پرتقال پوست کنده شده بود.
بچه‌ش هم دو دستی بشقاب پر از میوه رو برداشت و بلند شد و گفت آره اینم توی راه می‌خوریم:-))

پاسخ :

عزیزم :)) خیلی خوبن.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
اینجا مقر خوبی برای نوشته‌های پراکنده و بی‌ربط است.
پست‌های بخش خوندشون ضرر نداره را از دست ندهید. از ما گفتن بود.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان