تا نشستم گفت شیشه را بده پایین بوی عطر اذیتم می‌کند. شیشه را دادم پایین و سکوت کردم. چند دقیقه بعد با موهایی سالسا کنان و گوشی نیمه کر گفتم میشه بدم بالا؟ به خدا این سزای کسی که عطر زده نیست. هیچی نگفت. چند دقیقه بعد یک آبنبات گذاشت روی کیفم. 

می‌خواستم بگویم می‌توانستیم دهان هم را سرویس کنیم اما ترجیح دادیم با اینکه اولین و آخرین دیدارمان است ساده بگیریم و آدم باشیم.