گپ خودمونی؛ از عشق و دوست داشتن می‌گوییم

گفت: «هیچوقت بچه هایم را مجبور نکردم که شیرین زبان باشند و در جمع بدرخشند. گذاشتم آرام آرام بفهمند که می خواهند در جامعه چطور رفتار کنند. مثلا پسرم 5 ساله بود که ازش پرسیدم به نظر تو عشق یعنی چی؟ گفت عشق یعنی یکی رو خیلی خیلی دوست داشته باشیم.  همین سوال را سال‌ها بعد از دخترم که او هم همان سن را داشت کردم. دخترم فکر کرد و گفت عشق یعنی تو هر وقت پاتو توی بقالی می‌گذاری و چشمت به شیرکاکائو می‌افته فوراً یاد من بیفتی. بوسیدمش و چند دقیقه بعد گفتم یه لیوان آب برای بابا میاری؟ گفت البته اینم هست که تو خودت پا داری و می تونی بری آب بخوری اما از من می‌خوای برات آب بیارم. چون آبی که من برات میارم یه چیز دیگه است.»

لبخند قشنگی زد و گفت: «برای خیلی‌ها حرف‌های دخترم شیرین تر است. او را باهوشتر می‌بینند و از این‌جور بچه‌ها در جمع بیشتر استقبال می‌کنند و بقیه بچه‌ها را تحت فشار می‌گذارند که چرا عاقل نیستند و شاعرانه و ادیبانه فکر نمی‌کنند و فکورانه حرف نمی‌زنند و در عین حال بانمک و دلبر نیستند. انگار خودشان سلطان قلب‌هایند.» 

گفت: «تفسیر هر دویشان از عشق برایم دلنشین بود. به سادگی و معصومیت نگاه پسرم دلم خوش شد و فهمیدم نگاه دخترم چه ظریف و موشکافانه است و هر چیز برایش معنایی دارد. تازه اینکه من بابایی بودم که بچه‌ام حرف دلش را زد و نترسید هم خیلی ارزش دارد. خیلی. خلاصه که جفتش شیرین و خواستنی است.»

گفتم: «خودتان هم شیرین و خواستنی هستید.»

محجوبانه خندید و گفت: «پس چی فکر کردی؟»

شما هم از عشق بگویید. از تفسیرهایی که توی ذهنتان هست گرفته تا چیزی که می‌بینید و واقعیت است. خاطره بگویید. هر چیزی که به نظر می‌رسد یک ربطی به عشق داشته باشد.

۸ ۰
آقای روانی
۱۳ خرداد ۰۰:۴۰
عجب :)) 
اساسا اون ادمی که از بچه ی کوچک می پرسه عشق یعنی چه دیدن داره واقعا :))
بیشتر تخیل غرض ورزانه به نظر میاد.

به نظرم عشق اصلا اینا نیست ، عشق مرد پر مشغله ای است با هزار کار که هر هزار را رها می کند برای فکر کردن به موهای معشوقه اش ...

پاسخ :

ازش نخواسته تفکر سیستمی رو توضیح بده یا بگه اقتصاد در سطح کلان یعنی چی؟ که اگه می‌پرسید هم به نوبه خودش جالب بود. یعنی عشق انقدر نامحسوس و غیرقابل دسترسه که یه بچه ۵ساله یا حتی کوچیکتر درکی ازش نداشته باشه؟ من که اینطور فکر نمیکنم.
Ghazal Azadi
۱۳ خرداد ۰۲:۱۶
برای منی که دوست دارم همه چیز زندگی تحت کنترلم باشه و برای هر حرکتم دلیل و منطق داشته باشم, شاید عشق حس و حال همون لحظه اس که دلیلی برای کارهام پیدا نمیکنم, همون تصمیم هایی که نمیدونم چی منو به سمتشون هول داده...
Mission Blue
۱۳ خرداد ۰۲:۲۶
https://www.youtube.com/watch?v=I0_T-Sb-Loc
این ویدیویی که بالا گذاشتم بی ربط به موضوع نیست. 
بعضی از این بچه هایی که اینجا صحبت میکنن قوه ی تخیل خیلی خوبی دارن.

پاسخ :

جالب بود. امیدوارم بقیه هم ببینن.
سپیده ___
۱۳ خرداد ۰۳:۵۲
مدتهاست که تو تعریف عشق به مشکل‌خوردم...و حتی وجودش...
النا
۱۳ خرداد ۰۹:۱۹
عشق یعنی پیدا کردن شباهت ها توی چیزایی که اصلا شبیه نیستن
آقای سر به هوا ...
۱۳ خرداد ۱۰:۵۲
والا ما 5 سالمون بود زن و مردو از هم تشخیص نمیدادیم چه برسه به عشق :دی
کلا تعریف من ازش چاقوی دو لبه هست .
دوست داریم باشه وقتی نیست و دوست داریم نباشه وقتی هست :|
خور شید
۱۳ خرداد ۱۳:۴۷
عشق همینه که میشه کنارش راحت بود. همون طوری که هستی.. حتی خوابالو و کثیف و اخمو.. 
عشق همین آرامشه 
عشق چشاشه که وقتی میخنده گوشه ش چین میوفته.
تبسم **
۱۴ تیر ۱۶:۵۹
باعشق زندگی کن
بی عشق مرده بهتر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
اینجا مقر خوبی برای نوشته‌های پراکنده و بی‌ربط است.
پست‌های بخش خوندشون ضرر نداره را از دست ندهید. از ما گفتن بود.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان