کازیوه

کازیوه

با گربه‌ها حرف می‌زنم، شب‌ها توی خواب سوت می‌زنم و پنج‌شنبه‌ها با عمه‌ام زل می‌زنیم توی صورت هم که هرکی خندید بازنده است، بعد از مرگ کسی که هیچ‌وقت هم را ندیدیم عاشقش شدم، از چاقی مفرط رنج می‌برم، تا ۱۴۰۰ موهایم را کوتاه نمی‌کنم و قرار است لیسانسم را پنج ترمه بگیرم اما شما باور نکنید!

می‌دویدم و می‌دویدم و می‌دویدم. همه زبان‌های دنیا را بلد بودم اما حرف هیچکس را متوجه نمی‌شدم. روی تپه بلندی، تپه خیلی خیلی بلندی نشستم و پاهام تا روی زمین می‌رسید. رو کردم به آدم‌ها، رو کردم به دریای رو‌به‌رو و رو کردم به آسمان فیروزه‌ای بالای سر شهری که سقف شیروانی خانه‌هایش سرخ و زرد و ارغوانی و قهوه‌ای بود. هیچ صدایی، هیچ کلمه‌ای، هیچ آوایی نبود که من بدانمش. همه چیز تازگی داشت. همه چیز یک شروع دوباره بود.

نظرات  (۴)

۰۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۶ آقای سر به هوا ...
اگر انیمیشن سازی بلد بودم حتما به تصویر میکشیدمش ...
پاسخ:
پیشنهاد جالبی بود :)
چه تصویر سازی زیبا و چه قلم توانایی
پاسخ:
جفتشان از شما متشکرند.
توضیح بیش‌تری میدی؟ :|
پاسخ:
نه
همهدچیز گنگ بود...
پاسخ:
گنگ بودن خوبه. گنگ بودن دوست می‌دارم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی