کازیوه

کازیوه

با گربه‌ها حرف می‌زنم، شب‌ها توی خواب سوت می‌زنم و پنج‌شنبه‌ها با عمه‌ام زل می‌زنیم توی صورت هم که هرکی خندید بازنده است، بعد از مرگ کسی که هیچ‌وقت هم را ندیدیم عاشقش شدم، از چاقی مفرط رنج می‌برم، تا ۱۴۰۰ موهایم را کوتاه نمی‌کنم و قرار است لیسانسم را پنج ترمه بگیرم اما شما باور نکنید!

-

در گوشم گفتم اگر این دفعه هم قول بدهی دیگر همه کوپن‌هایت را مصرف کرده‌ای. 

به خودم لبخند زدم و پرسیدم من که مرده‌ام، پس چرا زنده‌ام؟ خیالم راحت است هیچ تهی وجود ندارد. هیچ تهی.