هی می گفت "مینا اون و بده من، مینا اینکارو واسم کن، مینا من آب می خوام،مینا..." دست آخر رفت نشست روی مبل. مینا انگشتش رو برد بالا و روبهش گفت "ببین جوجه اسم من نیناس، نه مینا! نینا! نی نا!نِ، نِ!" چلاندنی دست به سینه نشست و چندبار تند تند مژه زد و گفت "من نِ نمیتونم بگم! تو مینایی، مییییینا!"

#چلاندنی ها