کازیوه

کازیوه

با گربه‌ها حرف می‌زنم، شب‌ها توی خواب سوت می‌زنم و پنج‌شنبه‌ها با عمه‌ام زل می‌زنیم توی صورت هم که هرکی خندید بازنده است، بعد از مرگ کسی که هیچ‌وقت هم را ندیدیم عاشقش شدم، از چاقی مفرط رنج می‌برم، تا ۱۴۰۰ موهایم را کوتاه نمی‌کنم و قرار است لیسانسم را پنج ترمه بگیرم اما شما باور نکنید!

دریافته ام زمان زیادی از وقت روزانه مردم با این نگرانی می گذرد که دیگران راجع به آن ها چه فکری می کنند. اگر هیچکس نگران این نبود که در مغز دیگران چه می گذرد، ما همه 33 درصد در زندگی و کارمان بازدهی بیشتری داشتیم. چطور 33درصد را بدست آوردم؟ من دانشمند هستم و از اعداد دقیق خوشم می آید، حتی اگر نتوانم آن ها را ثابت کنم. بنابراین فعلاً همین 33درصد را از من قبول کنید. من به هرکسی در گروه تحقیقاتی ام کار می کرد، می گفتم: "شما هیچوقت نگران این نباشید که من راجع به شما چه فکری می کنم. خوب یا بد، به شما خواهم گفت که چه چیزی در مغزم می گذرد." معنای آن این بود که اگر از چیزی خوشم نمی آمد، آن را معمولاً به طور مستقیم و نه چندان با ملاطفت می گفتم، از طرفی به آن ها اطمینان می دادم که اگر چیزی نگفته ام، چیزی نبوده که نگران آن باشند. دانشجویان و همکارانم به این اخلاقم احترام میگذاشتند و نیازی نبود نگران باشند رندی دربازه آن ها چه فکری می کند. چون غالباً فکر می کردم: من در گروهم آدم هایی را دارم که 33% از هرکس دیگری بازدهی بیشتری دارند. این چیزی بود که در مغزم می گذشت.

آخرین سخنرانی/رندی پاش/ ترجمه از مرجان متقی

نظرات  (۳)

۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۱۹ مهدی ابوفاطمه
عالی
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۵۱ S҉A҉H҉A҉R҉ ....
عالللللی بود 
عالی بود، من شخصا خیلی نگران قضاوت یا برداشت دیگران هستم ....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی