سه سال پیش، همین موقع ها بود که د‌وستم از مراسم ختم پسرخاله اش آمد مدرسه و با بغض در وصفش این را گفت: خیلی پسر خوبی بود. دل هیچ دختری رو نمی شکست، با همشون دوست می شد... حیف!