کازیوه

کازیوه

با گربه‌ها حرف می‌زنم، شب‌ها توی خواب سوت می‌زنم و پنج‌شنبه‌ها با عمه‌ام زل می‌زنیم توی صورت هم که هرکی خندید بازنده است، بعد از مرگ کسی که هیچ‌وقت هم را ندیدیم عاشقش شدم، از چاقی مفرط رنج می‌برم، تا ۱۴۰۰ موهایم را کوتاه نمی‌کنم و قرار است لیسانسم را پنج ترمه بگیرم اما شما باور نکنید!

دلش نوشتن می‌خواهد. پست‌های طولانی. حرف زدن از کارهایی که کرده، آدم‌هایی که دیده و روزهایی که از سر گذرانده. نوشتن از فیلم‌هایی که درگیرش کرده‌اند و کتاب‌هایی که غرقشان شده و گذر زمان طاقت فرسا در اتوبوس و ماشین و جاده را نفهمیده. دلش کامنت نوشتن و کامنت خواندن می‌خواهد. دلش نوشتن می‌خواهد نه هیچ چیز دیگری... نه هیچ چیز دیگری... نه هیچ چیز دیگری (اکوی صدا) هاهاهاهااا

نظرات  (۴)

خب دلش که میخواهد چرا انجا نمیدهد..ماشاله هم سالم است هم خوشتیپ هم دلبر
پاسخ:
فراخ است فراااخ
هیچ چی دیگه، نظر خاصی نداشتم فقط چون کامنت خوندن دوس داری گفتم یه حالی بهت داده باشم :)
پاسخ:
لطف کردی ولی حالا نه هر کامنتی :))
۰۱ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۳۰ مهدی صالح پور
من خودم رو موظف کردم بنویسم. ولی یهو یه روزایی تنبلی می‌کنم نمی‌نویسم. ولی اینو فهمیدم که هر چی بیشتر بخونی، بیشتر میل به نوشتن ایجاد میشه. وبلاگ بچه‌ها رو که بخونی، به بهانه‌ی جوابشون رو دادن هم که باشه، می‌بینی که عه، هر روز داری می‌نویسی.
پاسخ:
منم مدام مینویسم. اما اگر این مرز خودسانسوری دست از سرم برداره شاید بتونم منتشرشون کنم و تو نوشتن پیشرفت کنم.
۰۱ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۲ مهدی صالح پور
خواسته‌ی مشترک!
پاسخ:
جون تو بیا یه چالش بذاریم بشینیم بنویسیم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی