می‌توانم حالت دست‌های جیسن را حس کنم؛ سنگینی دست‌هایش را که اطمینان بخش و محافظ است. گاهی سعی می‌کنم آخرین تماس قابل درکی را که با شخص دیگری داشتم به خاطر بیاورم؛ فقط یک لمس ساده یا فشار دستی از صمیم قلب که دلم را بلرزاند.

دختری در قطار