کازیوه

کازیوه

با گربه‌ها حرف می‌زنم، شب‌ها توی خواب سوت می‌زنم و پنج‌شنبه‌ها با عمه‌ام زل می‌زنیم توی صورت هم که هرکی خندید بازنده است، بعد از مرگ کسی که هیچ‌وقت هم را ندیدیم عاشقش شدم، از چاقی مفرط رنج می‌برم، تا ۱۴۰۰ موهایم را کوتاه نمی‌کنم و قرار است لیسانسم را پنج ترمه بگیرم اما شما باور نکنید!

به پسره گفت: «ایشالله تا چند سال دیگه یک کار نون و آبدار گیرت بیاد. ماشین خوب خونه عالی.» بعد رو کرد به من و گفت: «تو هم ارشد بگیری و دکترا قبول بشی.» بعد کونش را کرد و به همان پسره گفت: «جیب پر پول، سفرهای خارجه (ندیدم اما احساس میکنم یه چشمکی زد بعد گفت) زن خوشگل!»

خدایا نمیشه برگردیم به روزهای خوب ایشالله به هر چی دوست داری برسی؟

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی