کازیوه

کازیوه

با گربه‌ها حرف می‌زنم، شب‌ها توی خواب سوت می‌زنم و پنج‌شنبه‌ها با عمه‌ام زل می‌زنیم توی صورت هم که هرکی خندید بازنده است، بعد از مرگ کسی که هیچ‌وقت هم را ندیدیم عاشقش شدم، از چاقی مفرط رنج می‌برم، تا ۱۴۰۰ موهایم را کوتاه نمی‌کنم و قرار است لیسانسم را پنج ترمه بگیرم اما شما باور نکنید!

خب تمام شد. ته دنیا را دیدم. حالا می‌توانم به زندگی برگردم. هر روز صبح از خواب بیدار شوم، موهایم را شانه بزنم، به استقبال کار بروم و با مردی که به نظر می‌رسد دوستم دارد در یک رستوران قدیمی در کوچه پس کوچه‌های شهر شام بخوریم، قبل از خواب مسواک زدن و ماسک صورت یادم نرود، بافت موهایم را باز کنم و تو دو لیست فردا را بنویسم و کتاب کنار تختم را بخوانم و فکر ناتمام بودن این زندگی را از سرم بیرون کنم. از آن طرف هم دست از سر هدف دنیا و پوچ و ناپوچ بودنش بردارم و کله‌ام را بگذارم روی بالشم و به لحظه‌های آرام و شادی که تجربه‌ کرده‌ام فکر کنم که شاید زندگی همین باشد‌ یا بهتر است به این هم فکر نکنم. فقط بخوابم.

نظرات  (۷)

۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۱۲ آقای سر به هوا ...
بهترین قسمت روز میدونی کجاست برام ؟
اونجا که از سر کار برمیگردم و فارق از فکر و مشغله های دنیا روی تختم دراز میکشم . شاید ده دقیقه هم نمیشه ولی حس بی نظیری میده لمس کردن خنکیه بالشت و ملحفه تختم ...
ته دنیا کجاست واقعا
۰۳ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۱۳ اسماعیل غنی زاده
:)
۰۳ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۲۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
ما به ته دنیا میرسیم یا ته دنیا به ما میرسه؟!
پاسخ:
 بستگی داره تو با این سوالت بخوای به کجا برسی.
۰۳ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۰۴ رهگذر دیوانه
ترسناک نیست این تکرار؟
پاسخ:
تکرار عادت میشه و عادت نه فکر نمی‌کنم ترسناک باشه.
۰۳ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۱ مهدی صالح پور
آفرین!
پاسخ:
باریک‌!
روزت مبارک...
پاسخ:
ممنون
روز شما مبارک.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی