کازیوه

کازیوه

با گربه‌ها حرف می‌زنم، شب‌ها توی خواب سوت می‌زنم و پنج‌شنبه‌ها با عمه‌ام زل می‌زنیم توی صورت هم که هرکی خندید بازنده است، بعد از مرگ کسی که هیچ‌وقت هم را ندیدیم عاشقش شدم، از چاقی مفرط رنج می‌برم، تا ۱۴۰۰ موهایم را کوتاه نمی‌کنم و قرار است لیسانسم را پنج ترمه بگیرم اما شما باور نکنید!

باید بروم بالهای پروانه‌ها و پرستو‌ها و بقیه چرندگان عالم را بکنم بگذارم روی شانه‌ام و توی خیابان پرواز کنم و همینطور که بال بال می‌زنم و تلاش می‌کنم هیکل سنگینم را در هوا نگه‌ دارم فریاد بکشم بله شد. بالاخره شدددددد.