کازیوه

کازیوه

با گربه‌ها حرف می‌زنم، شب‌ها توی خواب سوت می‌زنم و پنج‌شنبه‌ها با عمه‌ام زل می‌زنیم توی صورت هم که هرکی خندید بازنده است، بعد از مرگ کسی که هیچ‌وقت هم را ندیدیم عاشقش شدم، از چاقی مفرط رنج می‌برم، تا ۱۴۰۰ موهایم را کوتاه نمی‌کنم و قرار است لیسانسم را پنج ترمه بگیرم اما شما باور نکنید!

+

وقتی بهم میگید این کتاب رو بخون، اون فیلم رو ببین، اون یکی موزیک رو گوش بده، این یکی غذا رو‌ امتحان کن و جای یکبار گفتن فعل، ده‌بار می‌گویید بخون بخون بخون، حتما حتما حتما، واااای واای واااای ترجیح میدهم قید کتاب و فیلم و موزیک و غذاهه را بزنم عوضش به شما و لحظه‌هایی که باعث همچین رضایتی شده فکر کنم.