کازیوه

کازیوه

با گربه‌ها حرف می‌زنم، شب‌ها توی خواب سوت می‌زنم و پنج‌شنبه‌ها با عمه‌ام زل می‌زنیم توی صورت هم که هرکی خندید بازنده است، بعد از مرگ کسی که هیچ‌وقت هم را ندیدیم عاشقش شدم، از چاقی مفرط رنج می‌برم، تا ۱۴۰۰ موهایم را کوتاه نمی‌کنم و قرار است لیسانسم را پنج ترمه بگیرم اما شما باور نکنید!

پنج سالم بود که قلبش ایستاد. خیلی‌وقت بود که مواد مصرف می‌کرد و اگر از من بپرسی، قلبش خیلی قبل از مردن، از کار و از عشق‌ورزیدن افتاده‌بود. عکسش را همراه با یک رنگین‌کمان کشیدم؛ رنگین‌کمانی که ازش دور بود و باید به طرفش می‌رفت. زیر عکسش فقط نوشتم، مامان، تاریخ نگذاشتم. از رحمت خدا و عشق چیزی ننوشتم. فقط مامان.

زیر نور ماه شیشه‌ای/ ژاکلین وودسون

ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی / نشرافق