توی خانواده ات وقتی چیزی را با بی پروایی بخواهی همه اعضای خانواده بسیج میشوند تا یکی یکی بردهانت بکویند.

توی جمع دوستانت اگر نظرت با بقیه کمی فرق داشته باشد آن قدر مسخره ات می کنند و دستت می اندازند تا خودت دست از حرفت برداری.

توی همین بلاگستان هم که آدم ها همه شان خودشان نیستند و معلوم نیست کی به کیست هم بقیه دلشان نمی آید تو حرفت را بزنی و آن ها بازخوردش را نشانت ندهند. که برای بازخورد دادن هم فقط دو گزینه روی میز است. یا قربان صدقه بروی یا تمام هیکلش را به فحش بکشی.

حرفم این است که توی همین شهر خودمان، کشور خودمان، بین همین آدم هایی که دانشگاه رفته اند، کار دارند، بیمه دارند، همه شان اینترنت پرسرعت دارند و این همه اطلاعات عمومی را از آن سر دنیا به آن یکی سر دنیا شیر می کنند هستند تعداد خیلی خیلی زیادی که ص.ک.ص برایشان یک عمل قبیح و شیطانی ست و به هیچ وجه هم در کتشان نمی رود که خودشان یا بچه هایشان با همین فعل غیرانسانی تولید شده اند. زورشان هم زیاد است. آن قدر هست که لهت کنند. چون در جامعه انسانی همیشه رای با اکثریت است. حتی اگر حق با کسی دیگر باشد.