اولش همه آدم ها جلوی تغییر کردنت می ایستند؛ تغییر حرف زدنت، لباس پوشیدنت، فکر کردنت، زندگی کردنت برایشان عجیب است. تکه می اندازند خواسته یا حرفی میزنند نا خواسته. شاید هم اعتراض کنند که داری مطابق میلشان رفتار نمی کنی، که داری انتظارات گذشته شان را برآورده نمیکنی!

وسطش سکوت می کنند؛ چون میبینند حرفشان برو ندارد، چون میبینند تو مصمم تر از این حرف هایی و بدون حمایت هم راه خودت را رفته ای. حالا اگر این وسط یک کوچولو هم موفق شده باشی نزدیک تر ها خوشحال میشوند و دورترها هنوز ته دلشان میگویند بالاخره که چی؟ این گوش ندادن به حرف بقیه و خلاف جهت شنا کردن یک روزی از پا درش می آورد. اصلا به درک. به ما چه!

آخرش هم همه می پذیرنت اما راه سختی که آمده ای، متلک هایی که زده اند، تکل هایی که رویت رفته اند و حمایت هایی که نکرده اند را فراموش میکنند. توی جدید را می پذیرند و ورژن قدیمی ات را نگه نمیدارند اما پاکش هم نمی کنند؛ برای روزی که بتوانند گذشته ات را به رویت بیاورند!